خرید بک لینک

چه میگویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟

فریبت میدهد، بر آسمان این سرخی ِ بعد از سحرگه نیست

حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی ِ سرد ِ زمستان است

و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

به تابوت ستبر ظلمت نه توی ِ مرگ اندود، پنهان است

حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت

هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان،

نفسها ابر، دلها خسته و غمگین،

درختان اسکلتهای بلور آجین

زمین دلمرده، سقفِ آسمان کوتاه،

غبار آلوده مهر و ماه،

زمستان است

#مهدی_اخوان_ثالث

برچسب: اولین,روز,زمستان,امسال, نویسنده: ابوالفضل سلیمانی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:37

صفحه بندی